كيه دشمن كجا جنگه كي دلش ابن همه سنگه دست اون بچه ي كوچيك چرا بازيچه تفنگه بچه اون حربه ي شومو رو يه زندگي مي گيره قمري غافل معصوم از سر بازي مي ميره روي سنگفرشاي خونه غير مشتي پر نمونده يه كسي با خاك باغچه روي پرها رو پوشونده چه سياه و بي شكوهه از رو بازيگوشي مردن شده كار آدميزاد كشتن و مرده شمردن نگا كن اونجا تو لونه جوجه اي كه سر كشيده نقش تلخ انتظاره كه به نوميدي رسيده چي ميشه كه زندگي رو حق بديم كه زنده باشه آسمون پاك و آبي گذر پرنده باشه