دلم در هوايت غزل ابري است غزل درد من درد بي صبري است دلم در هوايت غزل تار شد دلم آرزومند يك يار شد الا اي نگاهت پرستوي ناز شنا كرده در آبهاي نياز منم مرغ مجروح يلداي سبز غزل گوي آواره ي دوره گرد پرستو ترين يارها آمدند
فقط بال و پر دارها آمدند مرا بال و پر بود روزي چو صبح مرا خانه ي بود در چشم صبح مرا در حرير نگاهت بپيچ مرا باز در ناز آهت بپيچ من آن بي نشانم كه چندين بهار نشستم كنار جاده ي انتظار