من به يك نغمه ي موزون كه دمد از يك ساز من به يك همدم و همخون كه بود محرم راز من به سرچشمه ي كارون كه رود راه دراز دلخوشم شادم و مستم من همان بوده و هستم (2) من به يك نشات باور كه دهد نقش سراب من به سجاده ي مادر كه دهد بوي گلاب من به صبح شب آخر من به يك حرف حساب
دلخوشم شادم و مستم من همان بوده و هستم (2) من به بوي نم باران صبح زيباي بهار من به شوق وصل ياران صحبت قول و قرار من به آواي هزاران عطر يك گندم زار دلخوشم شادم و مستم من همان بوده و هستم (2)