عشق من برتر از اندیشه خود در خیال از تو بتی ساخته ام داده ام پیکر زیبای (تو را)3 آن چنان جلوه که نشناخته ام چون دریا توفان زا دو چشمت آفریدم سیه نقشی از شبها ز گیسویت کشیدم (به لبهای تو نقشی برتر از افسانه دادم ز مینا مستی از گل رنگ و بو در آن نهادم)2 به خیالی که بوده ام بت خود را ستوده ام گر دیدی خسته جان شدم ناتوان شدم در پیت به هر طرف دویدم
[ آهنگ و موسیقی جدید فارسی در ایران ترانه ] پی آن نقش آرزو همه جا رو نموده ام من از جان می پرستم آن نقش جاودان کز تو در خیال خود آفریدم عشق من برتر از اندیشه خود در خیال از تو بتی ساخته ام داده ام پیکر زیبای (تو را)3 آن چنان جلوه که نشناخته ام چون دریا توفان زا دو چشمت آفریدم سیه نقشی از شبها ز گیسویت کشیدم (به لبهای تو نقشی برتر از افسانه دادم ز مینا مستی از گل رنگ و بو در آن نهادم)2
|