|
|
|
|
|
دیدم در آن آیینه چشم کبود Lyrics |
دیدم در آن ، آیینه ی ، چشمِ کبود ، ز گذشته ها نقشی که با ، جان و دلم ، پیوسته بود ، همه جا از نگهم بخوان ، آرزوها ، قصّه ی احظه ها ، نقشِ رویا نقشی که با ، جان و دلم ، پیوسته بود ، همه جا
تا ، شد آن دو چشمِ کبود ، قصّه پرداز در ، دیدگانم شعله زد ، آرزو باز تا ، شد آن دو چشمِ کبود ، قصّه پرداز در ، دیدگانم شعله زد ، آرزو باز ***** دیدم در آن ، آیینه ی ، چشمِ کبود ، ز گذشته ها نقشی که با ، جان و دلم ، پیوسته بود ، همه جا بیا چون ، دو کبوتر ، از اینجا ، پرکشیم بیا تا از ، شراب مهر ، ساغر کشیم شب بگذرد ، روشن شود در چشم ما فردا ، فردا ، رنگ دگر می گیرد این شب ها
| |
فرستنده متن : علی خلجی
|
|
|