نگاه كن كه غم درون ديدهام چگونه قطره قطره آب ميشود چگونه سايه سياه سركشم اسير دست آفتاب ميشود نگاه كن نگاه كن نگاه تمام هستيم خراب ميشود تو آمدي زدورها و دورها زسرزمين عطرها و نورها نشاندهاي مرا كنون به زورقي زعاجها، زابرها، بلورها مرا ببر اميد دلنواز من ببر به شهر شعرها و شورها به راه پر ستاره ميكشانيم فراتر از ستاره مينشانيم