بابا حيدر.... من از كسي وفا نديده بودم به آخر جاده رسيده بودم حرفات به من اميد داد عشقو برام نويد داد عاشق شدم دوباره درد دلم شد چاره عاشق شدم دوباره درد دلم شد چاره بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر
چراغ آرزو برام نوري نداشت پرندهي شادي من شوري نداشت يه لحظه غصه از دلم دور نمي شد زمونه جورش با دلم جور نمي شد حرفات به من اميد داد عشقو برام نويد داد عاشق شدم دوباره درد دلم شد چاره عاشق شدم دوباره درد دلم شد چاره بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر
مثل يه زورق شكسته بودم حرفات به من اميد داد عشقو برام نويد داد عاشق شدم دوباره درد دلم شد چاره عاشق شدم دوباره درد دلم شد چاره بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر بابا حيدر
چراغ آرزو برام نوري نداشت پرندهي شادي من شوري نداشت يه لحظه غصه از دلم دور نمي شد زمونه جورش با دلم جور نمي شد حرفات به من اميد داد عشقو برام نويد داد عاشق شدم دوباره درد دلم شد چاره عاشق شدم دوباره درد دلم شد چاره عاشق شدم دوباره درد دلم شد چاره عاشق شدم دوباره درد دلم شد چاره ....