اى خداى آسمان ها من نمیدونم خدایا با کدوم همدم بگویم درد بى درمونه خود را دیده گریون غم فراون من چه سازم با غم دل یا بسوزم یا بسازم نا امیدى کوچه گردم کس نمی پرسد ز دردم من به درگاهت خدایا بد نکردم بد نکردم بد نکردم بد نکردم مثل روى شب سیاهه روزگارم یک ستاره در نگردد شامه تارم
[ آهنگ و موسیقی جدید فارسی در ایران ترانه ] و یکى آوره چون من در دیار زندگانى گم شدم آخر دریغا در غبار زندگانى الفتی دارد دل من با خزانه نا مرادى بس که من بى بهره ماندم از بهاره زندگانى
مى روم تن درگریبون با دلى از غم پریشون تا بگم غم هاى دل را در برِه خاره بیابون قسمت من روى دنیا رنج و درده از دل من عقده اى وا نکردى وا نکردى
|