بیاکه من زآسمان ستاره بردارم به دامن تو پولک ستاره بگذارم زمهر ومه پیاله های سیم وزرگیرم بنوشم ونشاط زندگی زسرگیرم. بیا که من شراب جان به ساغرت ریزم بیاکه خرمنی ازگل به سرت ریزم چوآتشی که میکشد زبانه میرقصم به
سازتو به بانگ هرترانه میرقصم که بینی ساز جان من چه نغمه ها دارد به هررگی وجود من دو صدنوا دارد. که بینی ساز جان من چه نغمه ها دارد به هررگی وجود من دو صدنوا دارد. فرستنده:سامان